نجم ‌الدین شریعتی‌ ‌مجری برنامه سمت خدا

برنامه سمت خدا, بیوگرافی نجم‌الدین شریعتی‌, عکس نجم‌الدین شریعتی‌, عکسهای نجم‌الدین شریعتی‌, گفتگو با نجم‌الدین شریعتی‌

در نخستین روزهای ضیافت بندگی، مهمان سفره رنگین كلام نجم‌الدین شریعتی شده‌ایم؛ كلامی شیرین چون شهد دلچسب خرمای سفره‌های افطار. شریعتی در شهرستان همیشه‌بهار تنكابن به دنیا آمده و 28 بهار عبودیت را پشت سر گذارده است. وی پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران عزیمت می‌كند و دست تقدیر، حكایت همیشگی دامنگیری خاك غربت را برایش رقم می‌زند…

نقطه ب، پدر مهربان، نقطه اوج، بركت، مشكات، نشونی، عقیق، خانه دوست، امیدهای ایران، زلال احكام و … برنامه‌هایی است كه تاكنون در مقام مجری یا مجری – بازیگر از او شاهد بوده‌ایم

نجم ‌الدین شریعتی‌ ‌مجری برنامه سمت خدا

برنامه سمت خدا, بیوگرافی نجم‌الدین شریعتی‌, عکس نجم‌الدین شریعتی‌, عکسهای نجم‌الدین شریعتی‌, گفتگو با نجم‌الدین شریعتی‌

در نخستین روزهای ضیافت بندگی، مهمان سفره رنگین كلام نجم‌الدین شریعتی شده‌ایم؛ كلامی شیرین چون شهد دلچسب خرمای سفره‌های افطار. شریعتی در شهرستان همیشه‌بهار تنكابن به دنیا آمده و 28 بهار عبودیت را پشت سر گذارده است. وی پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل در دانشگاه، به تهران عزیمت می‌كند و دست تقدیر، حكایت همیشگی دامنگیری خاك غربت را برایش رقم می‌زند…

نقطه ب، پدر مهربان، نقطه اوج، بركت، مشكات، نشونی، عقیق، خانه دوست، امیدهای ایران، زلال احكام و … برنامه‌هایی است كه تاكنون در مقام مجری یا مجری – بازیگر از او شاهد بوده‌ایم.

 

شما هم به مهمانی خوب خدا دعوت شدید؟

همه دعوتیم.

پس سلام‌تان به خدا…؟

اللهم انت السلام و منك السلام و لك السلام و الیك یعودالسلام.

این ماه درآسمان دل جا دارد؟

قطعا همین‌طور است. همان هلال باریك نقره‌ای اول ماه، كارت دعوتی است  برای همه ما و خوش به حال آنهایی كه آسمان دلشان فراخ و گسترده است و می‌توانند این ماه را در دلشان ببینند. اگر دل، كوچك باشد شاید این ماه دیده نشود.

اگر آسمانش ابری بود؟

باید ابرها را كنار زد. اصلا فلسفه این ماه، صافی آسمان دل است. بهترین فرصت فراهم شده است تا غبار غفلت را از آینه دلمان بزداییم.

در دل شما قرص كامل است یا هلال؟

باید به قرص كامل برسیم. با هلال شروع می‌شود و وقتی به تكامل رسید انسان می‌تواند بهترین استفاده‌ها را از آن بكند و درخشش آن را ببیند.

ماه شب چهارده هم می‌شود؟

اگر تلاش كنی و دل را به سمت نورانیت سوق دهی، حتما می‌شود.

در ماه مبارك رمضان، اجراهایتان را به كدام دعا پیوند زده‌اید؟

در این ماه، همه مهمان ضیافت بزرگ خداییم و معمولا میزبان، درخواست مهمان را رد نمی‌كند، بنابراین از صمیم قلب دعا می‌كنم كه اللهم ارزقنا حج بیتك الحرام فی عامی هذا و فی كل عام…

لحظه خوب دعا چه به یادتان می‌ماند؟

آمدن آن كسی كه باید بیاید.

اجراهای این روزها رنگ خدا دارد؟

فضا به گونه‌ای است كه همه‌جا رنگ خدا گرفته است. همه‌جا عطر بوی خدا را می‌دهد و این خودش كمك می‌كند تا چه بخواهیم و چه نخواهیم این حال و هوا به اجراها نیز منتقل شود، ان‌شاءالله كه داشته باشد. اگر خودش بخواهد حتما این‌طوری خواهد بود.

و رنگ خدا؟

قشنگ‌ترین رنگ است. الله نور السموات و الارض… نور هر رنگی است خدا هم همان رنگ است.

ماه رمضان امسال، نشونی شما را از كدام برنامه بجوییم؟

برای ماه رمضان، همین برنامه زلال احكام را از شبكه سوم سیما تقدیم بینندگان خواهیم كرد. البته خیلی دلم می‌خواست تغییراتی در آن ایجاد شود اما متاسفانه به دلیل كمبود وقت، این اتفاق نیفتاد. در شبكه جام‌جم هم ماه رمضان‌ها برای نوجوان‌ها، برنامه امیدهای ایران را اجرا می‌كنم، همچنین در حال آماده‌سازی یك كار مستند برای شبكه سوم سیما نیز هستم.

پس مستقل شدید؟

بله، خیلی وقت است [می‌خندد].

چه تغییراتی برای برنامه زلال احكام مد نظر داشتید؟

دلم می‌خواست فضای برنامه دلنشین‌تر و متناسب‌ با حال و هوای ماه مبارك رمضان باشد و بخشی از آن در فضای باز ضبط شود و من و حاج‌آقا فلاح‌زاده (كارشناس برنامه)‌ به میان مردم برویم و با اصناف و آدم‌های مختلف صحبت كنیم و همان‌جا داغ داغ به سوالاتشان پاسخ بدهیم كه متاسفانه نشد.

البته برای این كه بتوانیم به سوالات بیشتری پاسخ دهیم صحبت‌های ابتدا و انتهای برنامه را نیز كمتر كرده‌ایم، البته در این میان نقش حجت‌الاسلام فلاح‌زاده را نیز نباید نادیده گرفت؛ احاطه كامل ایشان به فقه و احكام و نحوه پاسخگویی و دسته‌بندی كه در بیانشان دارند به مخاطب كمك می‌كند تا راحت‌تر مسائل شرعی را دریابد و در ذهنش ماندگار شود. همه این موارد باعث شده تا ترس و واهمه‌ای در ما به وجود آید كه مبادا تكرار برنامه به همین شكل باعث ایجاد دافعه گردد، لذا به اتفاق كارشناسان مختلف در تلاش هستیم تا با نوآوری در ساختار و استفاده از آیتم‌ها و شیوه‌های جدید، برنامه را بهتر از گذشته ارائه دهیم.

فاصله‌‌ها را در اجرا می‌توان فریاد زد؟

اگر فاصله من و مخاطبم نزدیك باشد، نیازی به فریاد زدن نیست. خیلی راحت، صمیمی و در گوشی‌تر می‌توانی با او صحبت كنی اما گاهی اوقات كه این فاصله زیاد باشد می‌توانی فریاد بزنی. آن‌وقت این فریادها می‌تواند به هر نحوی باشد.

با سكوت چطور؟

سكوت بلندترین فریاد است.

این فاصله‌ها چطور ایجاد می‌شود؟

معمولا به مخاطب و كاراكتر مجری بستگی دارد. اگر مخاطب با مجری همذات‌پنداری كند، فاصله به حداقل می‌رسد اما اگر احساس كند مجری شعار می‌دهد و سخنانش با باورهایش در تضاد است نمی‌پذیرد و در نتیجه این فاصله بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد شما در اجرایتان از گزینه فریاد بیشتر از سكوت استفاده كرده‌اید؟

همیشه این طور نیست، زیرا فریاد را خیلی باور ندارم مثلا ما نمی‌توانیم در اجرا فریاد بزنیم كه خدا هست. ما اطلاع‌رسانی می‌كنیم اما مخاطب خودش باید به این باور برسد و به سراغش برود.

شما زودتر اجرا را فراموش می‌كنید یا اجرا شما را؟

فكر می‌كنم اجرا زودتر مرا فراموش كند. سیستم این طوری است. تا زمانی می‌توانی در این عرصه بمانی كه حرفی برای گفتن داشته باشی. ماندگاری در اجرا از آن كسی است كه با استفاده از نوآوری و خلاقیت، تمام ظرفیت‌ها و استعدادهایش را به كار گیرد و به یك سری تولیدات فكری فاخر برسد و متناسب با نیاز جامعه و مخاطب پیش رود. تا وقتی پا به پای مخاطب جلو روی، تو را می‌پذیرد و تا وقتی پذیرفته‌شده باشی، هستی. گاهی اوقات مجری با مخاطب همراه نیست؛ یا بسیار جلوتر حركت می‌كند و یا عقب‌تر است. اگر بیننده نتوانند چشم‌انداز حضور تو را درك كند، جایی برای ماندن نخواهی داشت. سوالی كه شما پرسیدید نسبی است. اگر كسی بخواهد در این عرصه بماند باید استانداردهایش را رعایت كند.

شما رعایت كرده‌اید؟

به هیچ عنوان قصد تعریف از خودم را ندارم اما بیشتر دوستان جوانم كه از جامعه دانشگاهی هستند، می‌گویند آن چیزهایی كه برای ما خیلی مهم و ارزشمند است و باید رعایت كنی را در اجرایت می‌بینیم. این اظهارنظرها علاوه بر این كه به من كمك می‌كند، بار مسوولیتم را نیز سنگین‌تر می‌كند، لذا همواره سعی می‌كنم بین مردم باشم و نظراتشان را بشنوم و با مطالعه مستمر، كارم را بهبود بخشم، زیرا معتقدم كه اجرا بدون مطالعه، هیچ ارزشی ندارد.

اما مردم معمولا به چهره‌های رسانه‌ای لطف دارند و كمتر نقطه‌ضعف‌ها را مستقیم به خود فرد می‌گویند.

درست است اما اگر باور داشته باشیم كه دوستان واقعی‌مان همان‌هایی هستند كه مثل یك آینه عمل می‌كنند، خیالمان راحت می‌شود. خوشبختانه در بین دوستان من، آدم‌هایی هستند كه خیلی اوقات عیب‌هایم را بی‌پرده بیان كرده‌اند و من نیز سعی كرده‌ام آنها  را اصلاح كنم. گاهی حركات اضافی یا بیان حرف‌هایی كه به قول شما شائبه شعاری بودن را پیش می‌آورد در اجرایم بوده است كه به لطف انتقاد همین دوستان، برطرفشان كرده‌ام.

پلی به گذشته اجرایتان زده‌اید؟

خیلی زیاد. اولین اجرای من در نیم‌رخ و برنامه <نقطه ب>‌ بود. زمان تولید این برنامه خیلی وسیع و گسترده بود و برخلاف كارهای امروز كه مثل فست‌فود خیلی سریع آماده می‌شود خیلی راحت و با فراغ بال درست مثل زمان‌هایی كه مامان‌هایمان از 4 صبح خورش را آماده می‌كنند تا برای ناهار ظهر آماده شود، كار می‌كردیم. هر جا احساس می‌كردیم كار بخوبی پیش نمی‌رود، تعطیلش می‌كردیم و شرایط جانبی نیز تاثیری روی كارمان نداشت. دلی و حسی بود و با وجود آن كه خیلی به استانداردهایی كه یك مجری باید رعایت كند، مقید نبودم، برایم دلنشین است.

این تجربه دیگر برایتان تكرار نشد؟

الان دیگر آن حس را در عرصه اجرا نمی‌بینم. نمی‌دانم، شاید دلیل ماندگاری نقطه ب، فضایش بود. مثل زلال احكام، عقیق و دیگر برنامه‌هایی كه معمولا من اجرا می‌كنم، گفتگومحور نبود. مجری خودش یك كاراكتر داشت و این خیلی به انتقال پیام و حسی كه دارای كمك می‌كند.

خوب و بد لحظه‌های اجرا را با بیننده تقسیم می‌كنید؟

خود به خود تقسیم می‌شود.

اما بعضی معتقدند كه بدی‌ها تقسیم نمی‌شود؟

همیشه حق با مشتری است [می‌خندد] شاید دوم!

یك برداشت آسمانی از رهاترین لحظه در ماه مبارك رمضان؟

شب قدر؛ جایی از شهید چمران می‌خواندم كه گفته بودند من شب قدر را با تمام لحظات زندگی‌ام عوض نمی‌كنم.

دوست دارید ویژه‌ترین افطارتان در كنار چه كسی باشد؟

صاحب سفره‌های افطار.

زیر باران دعای سحر، چترتان را می‌بندید؟

چترها را باید بست. باید خیس شد و چقدر خوب است كه از این باران، فرار نكنیم.

وقت جواب دعا هم زیر بارانید؟

امیدوارم كه باشم و تا آن‌وقت باران قطع نشده باشد.

با آب زمزم خدا در مكه دلتان را غسل دادید؟

تمام وجودم، تمام دلم، تمام زندگی‌ام، تمام گناهم … [با گریه]

دوباره كه به حالت اول بازنمی‌گردید؟

ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا.

حالا واقعا ستاره دین هستید؟

یك روز یك بنده خدایی صدایم كرد و گفت: نجم‌الدین! گفتم: ان‌شاالله‌

ستاره بودن را دوست دارید؟

دوست دارم.

در اجرا یا دین؟

در اجرا، در دین، در آسمان زندگی. ستاره بودن در هر جا و هر كار خیلی خوب است.

در كدام سخت‌تر است؟

قطعا در دین اما چقدر خوب است كه آدم همیشه نوری از خودش داشته باشد ولو این‌كه سوسو بزند.

دلتان برای خداحافظی تنگ شده…؟

خاطر تو را ستایش می‌كنم كه شان نزولی است بر آیه‌آیه دلتنگی‌هایم. وقتی هستی شیرین‌شیرین، وقتی می‌روی تلخ تلخ. اشك من كه هیچ‌وقت شور نبوده…

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 اسفند 1388    | توسط: سمیرا    | طبقه بندی: »عکس های با حال،     | نظرات()